برف ها همه لیلایند
حضور سردت بر گرده هایم می نشیند
مرا تنگ در آغوش می گیری ٬
و تنم گرم وجودت می شود.
تو باران می شوی
سرازیر از سر شاخه های من به زمین ٬ هنگامی که
از تو خواهم پرسید: نام کوچکت چیست ؟
و تو چون همیشه خواهی گفت : بارانی یخ زده یا ابری سرد
و من می دانم که تو همان لیلایی!
برف شده ای تا باران
خیسم نکند.
+ نوشته شده در ساعت   توسط بیدمجنون
|
