تبليغاتX
لیلا و بیدمجنون

لیلا و بیدمجنون

روزنوشتهای شبانه یک بیدمجنون تنها که تنها نیست

من بودم و بغض های پنجره

سلام به همه خوبان

آمدم نه به این خاطر که بمانم  .آمده ام که بروم چرا که رفتنم آرزوست !

مرا به سردی ی قلب شکسته ی سینه سرخی سپردند و رفتند. مرا با تنهایی ی دستان بغض آلود دوستان سابقم  تنها گذاشتند و رفتند .

احساسها همه این بود که منه افتاده توان برپا خاستن را ندارم دیگر بار ! ولی دوستان خوب نادیده ام

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط بیدمجنون  |