من بودم و بغض های پنجره
سلام به همه خوبان
ادامه مطلب
آمدم نه به این خاطر که بمانم .آمده ام که بروم چرا که رفتنم آرزوست !
مرا به سردی ی قلب شکسته ی سینه سرخی سپردند و رفتند. مرا با تنهایی ی دستان بغض آلود دوستان سابقم تنها گذاشتند و رفتند .
احساسها همه این بود که منه افتاده توان برپا خاستن را ندارم دیگر بار ! ولی دوستان خوب نادیده ام
ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت   توسط بیدمجنون
|
